تبلیغات
پرواز در آسمان شعر - شراب تلخ در ساغر
پرواز در آسمان شعر
اهل کاشانم،روزگارم بد نیست....

با تشکر از کلیه دوستانی که با نظراتشون به من دلگرمی میدهند تا در ارائه بهتر این وبلاگ کوشش کنم

این شعر بسیار زیبای عاشقانه از( بیریای گیلانی ) تقدیم به همه عزیزان مخصوصا عزیز ودلبر خودم

امیدوارم بپسندید و انتظار دارم نظرتون رو هم بگید.

 

شراب تلخ در ساغر

 

چو پیدا شد رقیب ، از دیدۀ دلبر شدم پنهان

ز خود گشتم رها ، در قالبی دیگر شدم پنهان

 

شب اندر بزم او چون اشک شمعی جلوه گر گشتم

چو دیدم خیره شد بر من ، به خاکستر شدم پنهان

 

ز خاکستر مرا می جست و من در بال پروانه

بسان ذره ای در نقطه های زر شدم پنهان

 

پر پروانه افتادش به چنگ اما من از یکسو

سپند آسا درون آتش مجمر شدم پنهان

 

به مجمر خیره گشت آن شوخ با چشمان افسونگر

ولی من در نگاه چشم افسونگر شدم پنهان

 

فرو بست از غضب یک لحظه آن، برگشته مژگان را

من اندر سایۀ مژگان او خوشتر شدم پنهان

 

هراسان دیده را بگشود و دستی برد بر ساغر

شرابی تلخ گشتم در دل ساغر شدم پنهان

 

مرا نوشید و مستی کرد واشکی ریخت بر دامن

به چین دامنش چون کودکی مضطر شدم پنهان

 

به ساز خوش نوایش زخمه میزد با پریشانی

من اندر نغمه های ساز سکرآور شدم پنهان

 

زمستی بر لب گلهای نورس بوسه زد ، من هم

چون شبنم لابلای غنچه های تر شدم پنهان

 

به بستر چون فکند آن پرنیانی جامه را از تن

چو تار پرنیان در گوشه بستر شدم پنهان

 

سحر چون پر گشود آن ماهرخ، دیوانِ ((شیدا)) را

غزل گشتم ، درون سینه دفتر شدم پنهان

نظریادتون نره



طبقه بندی: شعرهای زیبا و دلنشین،  اشعار عاشقانه، 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1388 توسط حسین
درباره وبلاگ

جستجو

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

صفحات جانبی

پیوندهای روزانه

ابر برچسب ها

آمار سایت