تبلیغات
پرواز در آسمان شعر - شبی مست رفتم اندر ویرانه ای
پرواز در آسمان شعر
اهل کاشانم،روزگارم بد نیست....

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای
ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای

 نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره

تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای
پیرمردی کور و فلج درگوشه ای
مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای
پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای
پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای
تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای

نظر یادتون نره





طبقه بندی: اشعار عبرت آموز، 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 توسط حسین
درباره وبلاگ

جستجو

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

صفحات جانبی

پیوندهای روزانه

ابر برچسب ها

آمار سایت