تبلیغات
پرواز در آسمان شعر - *(لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد))*
پرواز در آسمان شعر
اهل کاشانم،روزگارم بد نیست....

 

شعر از:  شمس الدین بختكی

 

                                      8 شنبه                                     

ساعت به خواب رفته ، قرارت نمی رسد

پاییز می دود به بهارت نمی رسد

هرچه گل است، من به تو تقدیم می کنم

یک شاخه هم به خواستگارت نمی رسد

انگار در نشانی تو دست می برند

از نامه ها یکی به دیارت نمی رسد

حتی برای خاطر چشمان کور من

تصویرهای تیره وتارت نمی رسد

هر 8 شنبه را تو به من فکر می کنی

پاهای من به روز شمارت نمی رسد

*((لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد))*

آقا ! دلت خوش است نگارت نمی رسد

حتی اگر اصالت کاشانی ات دهند

قدری گلاب هم به مزارت نمی رسد

تا ارتفاع موی تو قدم بلند نیست

لب های من به سرخ انارت نمی رسد

زاینده رود با پل خواجو برای تو

این میهمان به میز ناهارت نمی رسد

چون بچه ها به شوق تو پر در می آورم

پرواز من ولی به قطارت نمی رسد!

حالا که دیر آمده ای،زود می روی

آهوی من به فصل شکارت نمی رسد

این بیت آخر است ، سلامت رسیده ام 

یعنی سرم به حلقه دارت ...

نه !

می رسد!

حیفم آمد که شعر بسیار زیبای مرحوم حسین منزوی را که مصراعی

*((لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد))*

از آنراکه در شعر بالاخواندید نگذارم:

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد                    عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

می شد بدانم این که خط سرنوشت من              از دفتر کدام شب بسته وام شد؟

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت              وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت            دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد

شعر من از قبیله ی خون است خون من             فواره از دلم زدو آمد کلام شد

ما خون تازه در تن عشقیم و عشق را             شعر من و شکوه تو رمزالدوام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز ... آه نه                 این داستان به نام تو اینجا تمام شد

 

عزیزای من نظر یادتون نره



طبقه بندی: شعرهای زیبا و دلنشین،  اشعار عاشقانه، 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388 توسط حسین
درباره وبلاگ

جستجو

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

صفحات جانبی

پیوندهای روزانه

ابر برچسب ها

آمار سایت